چهارشنبه ۳۰ مهٔ ۲۰۱۲

رویکرد بهاییان به همجنسگرایان

ترجمه و تلخیص پیام بیت‌العدل اعظم، مورخ ۲۷ اکتبر ۲۰۱۰، درباره رویکرد بهاییان به همجنسگرایان
هدف آیین حضرت بهاءالله تحقق وحدت ارگانیک کل نوع بشر است و بهاییان موظفند هرگونه تعصبی را از زندگی خود بزدایند و به همگان احترام گذارند. بنابراین، هرگونه تعصب یا انزجار از همجنسگرایان مخالف و مغایر با روح آیین بهایی است. آفزون بر این، بهاییان مامورند که مدافع و حامی مظلومین باشند و از کسانی که حقوق اساسی‌ شان نقض شده با تمام توان دفاع کنند... جامعه بهایی در پی تحمیل ارزش‌های خود به دیگران نیست و ایشان را بر اساس موازین اخلاقی بهایی داوری نمی‌کند. جامعه بهایی خود را یکی از گروه‌ها یا سازمانهای اجتماعی در حال رقابتی نمی‌داند که هر یک خواهان بر کرسی نشاندن دستور کار اجتماعی خاص خودند. در تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی، بهاییان باید ناگزیر میان وجوهی از امور اجتماعی که با تعالیم بهایی همخوانی دارد و جنبه‌هایی که با تعالیم بهایی سازگاری ندارد تمایز گذارند. در حالت نخست، بهاییان می‌توانند فعالانه از آن امور اجتماعی حمایت کنند ولی در حالت دوم، نه حمایت می‌کنند و نه مخالفت. چنین تمایزاتی در پرداختن به هریک از مسایل اجتماعی اجتناب ناپذیر است. مثلا بهاییان فعالانه برای استقرار صلح جهانی می‌کوشند ولی در جریان این کار درگیر فعالیتهای سیاسی حزبی علیه هیچ دولتی نمی‌شوند.






برگرفته از استاتوس فیس بوک عرفان ثابتی 
https://www.facebook.com/profile.php?id=753481415

یکشنبه ۲ اکتبر ۲۰۱۱

شد خزان:‌یک اجرا و دو نگاه

نگاه اول:
اسکوییزاده لحظههای زیبایی آفرید که در اجرای سنتی این اثر وجود ندارند. به نظرم پشت این کار فکر  و منطق وجود داشت. اما آفرینش این زیباییها به قیمت از دست دادن زیباییهای آشنای این اثر تموم شد. از اون زیر بمهایی که شنوندهایرانی موقع شنیدنش چمشمشو میبنده و میخواد که ملودی بره تو جونش و کارشو بکنه خبری نیست.
دستگاه همایون در کمتر از ۴-۵ نت خودشو با تمام ابهتش نمایان میکنهاما این اثر طوری هست (حتی در قسمت تک نوازی سنتور) که اگه آدم موقع گوش دادن بهش دنبال نشانههای دستگاه همایون نگرده، و منتظر اون فراز و فرودهای مخصوص همایون نباشه، شاید اصلا متوجه نشه که این دستگاه همایونه
صدای سنتور اسکویی زاده هم عجیب بود، شاید بخاطر صدا برداریاش بودهباشه
نگاه دوم: تهاجم فرهنگی غرب
در این اثر عده‌ای از دانشجویان دانشکده موسیقی UCSB رو می‌بینیم که به یاد گیری موسیقی ایرانی مشغولند و اجراش ‌کنند. این نمونه‌ای از تهاجم فرهنگی غرب است! یادمه که یک سال عید تلویزیون ج.ا برنامه‌ طنزی تهیه کرده‌ بود که در آن یک عده از بازیگران جلف صدا و سیمای رهبر دور هم جمع شده بودند و شعر و ملودی همین آهنگ رو دستمایه  هزل و هجو قرار داده بودند. این همون صدا و سیماییه که طبل جنگ بر علیه اون چیزی که اسمشو شبیخون فرهنگی غرب گذاشته می‌کوبه. برای اینکه معنی تهاجم فرهنگی رو هم بفهمیم  لازمه قسمتی از سخنان رهبر ایران که مولف واژه «شبیخون فرهنگی » رو در باره موسیقی خودمون بشنویم (هرچند بنده اشمئزاز دارم که ویدئویی از این شخص رو در یادداشتهام قرار بدم، ولی چون سخن از ریاست، سخن از فضاحت است، سخن از بی‌فکری، و خیانت است باید به چهره، گفتار و افکار این فرداستناد کرد)



یکشنبه ۲۸ اوت ۲۰۱۱

معنی تحصیلات عالیه در ایران

جناب آقای دکتر آقاجانی
مشاور محترم وزیر و مدیر کل دفتر وزارتی و روابط عموم
سلام علیکم
احتراما بازگشت به نامه شماره ۲۹۵۳۹۰ مورخ۴-۸-۸۹در خصوص آقای دکتر عباس احمدی اصل (زحمتکش) دستیار رشته داخلی سال ۲دانشگاه علوم پزشکی شیراز به استحضار می‌رساند با توجه به اینکه منطقه محروم لامرد با کمبود متخصص در رشته قلب مواجه می‌باشدو نظر به نیاز آن شهرستان به نیروی بومی و موافقت این دانشگاه خواهشمند است در صورت امکان نسبت به تغییر رشته ایشان به رشته قلب مساعدت و دستور مقتضی مبذول فرمایید. ضمنا نامبرده جانباز ۳۰٪ شیمیایی و ۳۸ ماه حضور در جبهه و برادر شهید می‌باشد که توانایی تحصیل در رشته داخلی را ندارد.
دکتر محمد هادی ایمانیه
رئیس دانشگاه و قائم مقام وزیر در استان

چهارشنبه ۲۴ اوت ۲۰۱۱

بحران حقایق دست ساز: از مصاحبه «نوروز»‌ با کیمیایی

ماخذ:http://passionofanna.wordpress.com/2011/08/22/بازخوانی-گفت-و-گوی-روزنامه-نوروز-با-مسع/
حجتی: اما شما به علت رنج اشاره نکردید. گویا از دستیار و یا دستیاران خودتان در مقطعی رنجیده اید و لطمه ای که از آن ناحیه خوردید هنوز بر شما سنگینی می کند.
کیمیایی: بله، من لطمه خوردم. چون پرسیدید پاسخ می دهم. من دیدم «اودیپ» می تواند واقعیت داشته باشد. من دیدم که می شود بخاطر یک نان پای شما را برید. باور کنید که این را من دیدم! من در قصه ها می خواندم، در قصه های انگلیسی می خواندم. من زبان انگلیسی نمی دانم، به زبان انگلیسی نخوانده ام. اما خوانده ام. در همین داستان های خودمان هم خوانده ام.
در همین داستان های خودمان خوانده ام. لابد شما هم شنیده اید که پادشاهی در گذشته مناره ای از «چشم» برپا می کرده است. او در واقع از نگاه همه انسانها مناره می ساخته است. شما اینها را باور نمی کنید، اما من باور کردم. پسری که در کنار من بود، مثل پسر من بود و دستیار من بود. در یک اختلاف بسیار بسیار کوچک، که اصلاً اختلاف به حساب نمی آمد کاری کرد که من به این زودی ها نمی توانم آن را به حالت تعادل برگردانم. یعنی می شود جوانی چنین کاری بکند؟ بعد با خودم گفتم: حتی اگر به لحظه انفجار رسیدی، در روحت به کسی اعتماد نکن و آن را برای خودت نگه دار. چون این اعتماد یک زمانی شما را به آنجا می رساند که این قصه ها را باور کنید. (مکث طولانی) دستکاری در حقایق، بحران دستکاری در حقایق.
حجتی: چرا هیچ وقت نخواستید این حقایق را فاش بکنید؟
کیمیایی: بدتر می شود. یکبار این اشتباه را کردم. اصلا توضیح دادن راجع به این مسائل کار را بدتر می کند. اینکه می گویم ما در بحران شایعه زندگی می کنیم یعنی همین، ما الآن توی این بحران هستیم. بله… و هست و خیلی زیاد هم هست… (مکث)… اینکه شما را منتسب کنند به یک جریانی که برای خودتان مشمئزکننده است و حقایق را واژگون کنند… من از آن تاریخ به بعد از آن ماجرا به عنوان « حقایق دست ساز» یاد کرده ام.
حجتی: برای من سخت است که راجع به موضوعی بپرسم که شما با آن دچار بحران شدید. چند سال پیش گویا دو سال پیش امید روحانی با شما گفت و گویی کرد که در آن به این موضوع اشاره کردید. اما همه چیز را صریح نگفتید. در آن گفت و گو باز هم آن ابهام وجود داشت. اینکه آن موضوع واقعیت داشته یا نداشته. بالاخره آیا حاضرید روزی به این سؤوال پاسخ دهید و همه چیز واضح و روشن بیان شود؟ شایعات شاید به این خاطر دامن زده می شود که کسی پاسخ صریح نمی دهد.
کیمیایی: آقای حجتی، این حیطه در آتش است و شما از هر طرف به این حیطه نزدیک شوید آن آتش دامان شما را می گیرد و کسی که در آن تاریخ آن آتش را روشن کرد خیلی آگاهانه این کار را کرد. خیلی دانشته این کار را کرد. بعدها فهمیدم که من در این ماجرا تنها نبودم بلکه خیلی های دیگر هم بودند؛ خیلی از هنرمندان سینما، از تئاتر، از نقاشی و ادبیات… بله، من تنها نبودم.
حجتی: یعنی خیلی ها را برای آن ماجرای سعید امامی آماده کرده بود؟
کیمیایی: بله دقیقا… (آه می کشد) عرض کردم که آن حیطه، حیطه آتش است. اجازه بدهید ما از کنارش رد شویم.

-----------------
ماخذ: http://passionofanna.wordpress.com/2011/08/22/بازخوانی-گفت-و-گوی-روزنامه-نوروز-با-مسع/

دوشنبه ۱۳ ژوئن ۲۰۱۱

هرجور حساب کنیم، علت تجاوز به زنان خودشان هستند

در پی تجاوز به پنج زن در اصفهان، در روز 21 خرداد، سرهنگ حسین حسین زاده به خبرگزاری ایسنا گفت:
"پلیس اعتقاد دارد که بسیاری از بزه‌دیدگان، خود موجب بروز پدیده مجرمانه می شوند، به طوری که اگر در این حادثه خانم ها حد اقل حجاب را در این باغ رعایت کرده بودند، شاید مورد آزار و اذیت قرار نمی گرفتند."

من به جناب سرهنگ اعتراض دارم! ایشان فکر می‌کنند که ما مردها احمقیم و اگر یک زن چادر سرش کند ما دیگر نمی‌فهمیم که زیر آن چادر چه خبر است.
ما نه تنها می‌دانیم، بلکه دائما به آن می‌اندیشیم. قوه تخیل ما مردها بسیار عالی کار می‌کند و من از این بابت از خداوند سپاسگزارم. چه بسا ما مردها مواضع به شدت پوشیده این خانومهای محجبه را بسیار بهتر از آنچه که هست تجسم می‌کنیم و این می‌تواند برای آن خانم محجبه خطر آفرین شود. لذا من همینجا اعلام می‌کنم که خودشان مسئول عواقب حجابشان هستند.
راستی آقای سرهنگ! فرضا که خانمها حجاب خود را سخت بپوشانند، با صدایشان می‌خواهند چه‌کار کنند؟ با آن خنده‌هایی که حتی سنگ را به تفکر وامی‌دارد چه می‌کنند؟ حتی گریه‌ و ضجه‌هایشان هم در مواردی باعث شده که من به افکار حرام مشغول شوم. خلاصه آنکه زن با حجاب باشد من یک جور تحریک می‌شوم، بی‌حجاب باشد یک شکل دیگر. بخندد من به یک حرام می‌افتم، بگرید به حرامی دیگر. ناز کند یک جور به نشاط جنسی می‌رسم، خشم بگیرید طور دیگر. آری! تمام اینها جرقه‌ایست که فکر یک مرد را به کار می‌اندازد. و وقتی ماشین تفکر یک مرد با ایمان به کار افتاد دیگر مرزی برای مهار تخیلاتش وجود ندارد. خلاصه آنکه اگر فردا من به یک زنی که خودش را در گونی پیچیده بود تجاوز کردم، همه بدانند که تقصیر خودش بود، چه که حجاب ایشان باعث نشاط جنسی حقیر گردیده بود و این نشاط جنسی که وی موجب آن شد، باعث اقدام حقیر به امر تجاوز گردیده است.
راستی این را هم بگویم، اگر بعد از تجاوز متوجه شوم که این زن از جمال و زیبایی  برخوردار نبوده است، و با حجاب خود مرا فریب داده است، این حق را برای خود محفوظ می‌دارم که از ایشان بخاطر این کلاهبرداری، و سو استفاده جنسی به دادگاه شکایت برم. مطمئنا ریاست دادگاه هم آنرا تصدیق خواهد کرد

بانوان محترم بدانند که ما مردها همه‌جا هستیم، و ما، لامصب، همش فکر می‌کنیم! وقانون نویس هم خوشبختانه مثل ما فکر می‌کند. هر وقت مردی را دیدید که سر به گریبان مراقبت فرو برده است، از او بگریزید قبل از آنکه سر از گریبان مراقبت فرا‌ آورد به شما نشان بدهد که به چه فکر می‌کرده است.

چهارشنبه ۱ ژوئن ۲۰۱۱

همنوازی تار محمد رضا لطفی و حسین علیزاده


کمتر اتفاق می‌افته که دوپادشاه در اقلیمی بگنجند. لطفی و علیزاده نوازندگان قدر تار و سه تار هستند که از این قاعده‌ استثنا نبودند. لطفی و علیزاده وقتی در چاوش همکاری می‌کردند در چند برنامه گروهی باهم نواختند. بعضا برای ساخته‌های یکدیگر هم نوازندگی کردند ولی بعد از انحلال چاوش حدود سی‌سال پیش تا کنون تنها از یک اثر دونوازی شنیده بودم. این اثر هم ظاهرا کنسرتی ‌است که در آمریکا باهم روی صحنه رفتند.
فایل صوتی زیر اگه دونوازی علیزاده و لطفی باشه باید همین کنسرت مزبور باشه. حضور لطفی در این اثر برای من تقریبا واضح است، اما از علیزاده جز یکی دو ملودی زیبا که در تکنوازی‌های دیگه نواختشون من نمی‌توانم رد پایی بیابم.

Mohammad Reza Lotfi - Lotfi&Alizadeh Hamnavazi        Kordi BabaTaher

Powered by mp3skull.com